پنجشنبه 16 شهریور 1391 (رادین در عروسی پسر خاله مامانش)
*رادین در عروسی پسر خاله مامانش*
امروز عروسي پسر خاله منه ..علي رضا عزيزم...امروز من که از صبح گير درست کردن بقيه بودمو خيلي کم تورو ديدم...فقط موقع شير دادن...بميرم برات...دلم برات تنگ شده وبودا....بعدم که رفتيم عروسي تو تمام مدت داشتي همرو با دقتت زير نظر ميگرفتي و نگاه ميکردي...اي کلک...خوب خانم هارو ديد ميزديا جيگر...شبم که توي اون سرو صدا تو راحت خوابيده بودي...اخر شب که بيدار شدي اهنگ تانگو گذاشته بودنو منو تو و بابايي سه تايي با هم کلي رقصيديم عزيزم.....دوستت داريم ماماني.....

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پنجشنبه 16 شهریور 1391 (رادین در عروسی پسر خاله مامانش)
